خدا حافظ بلاگفا
ضمنا به مسئولین بلاگفا هم تذکر میدم که با این کارشون فقط طرفدارانشون رو از دست میدن
آدر س جدید من

انسان همان می شود که اغلب به ان فکر میکند. کوروش کبیر
ضمنا به مسئولین بلاگفا هم تذکر میدم که با این کارشون فقط طرفدارانشون رو از دست میدن
آدر س جدید من

آرامش داشته باشید و ساکت بنشینید.
۱- در متن زیر C را پیدا کنید. از مکان نمای موس استفاده نکنید.
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO COOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
2- اگر در متن بالا C را پیدا کردید، حالا ۶ را پیدا کنید.
۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹
۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹
۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹
۹۹۹۹۶۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹
۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹
۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹
۳- حالا حرف N را بیابید. کمی مشکلتر از قسمتهای بالا میباشد.
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MNMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM
این یک شوخی نیست. اگر شما قادر بودید که این سه تست را پشت سر بگذارید، شما دیگر هیچ وقت نیاز به دکتر اعصاب و روان نخواهید داشت.
مغز شما عملکرد خوبی دارد و از بیماری آلزایمر (Al zheimer) در امان خواهید بود.
منبع:گردآوری توسط : www.Bata.ir
با کمک این سایت میتوانید از هر کامپیوتری به دسکتاپ شخصی خود دسترسی داشته باشید، ضمن این که به شما اجازه میدهد فایلها و پوشههایتان را از یک کامپیوتر به کامپیوتر دیگر منتقل کنید. این نرمافزار ویندوز، مک، لینوکس و آیفون را پشتیبانی میکند.
یکی دیگر از کاربردهایش در جلسههای آنلاین است. به این صورت که میتوانید دسکتاپ خود را در اینترنت با دیگران به اشتراک بگذارید تا به فایلهای شما دسترسی داشته باشند.
داناترین سایت
علاقمندان به تکنولوژی با مرورگر خود سایت داناترین را هدف بگیرید که محض پرسش و پاسخ درباره فناوری اطلاعات طراحی شده. اینجا میتوانید در یک محیط وب ۲ برای سؤالات خود جواب پیدا کنید. نیازی به نامنویسی ندارید و میتوانید به کمک OPENID به سایت وصل شوید. سؤالات و جوابها بر اساس موضوع دستهبندی شدهاند و میتوانید در برچسب مربوطه جستوجوشون کنید. اگر هم برای پرسشهایی که بیپاسخ ماندهاند، جوابی دارید پاسختون را در سایت وارد کنید.
دانشنامه مسافرت
اگه برنامه سفر دارید پیشنهاد میدهم خود را به این سایت مجهز کنید، که یک دانشنامه درباره آداب و رسم و رسوم ۱۶۵ کشور دنیا است. یک اپلیکیشن رایگان برای آیفون. موضوعهای مختلفی را پوشش میدهد. از رسوم و تعارفها، تا قوانین، ممنوعیتها و سبک لباس پوشیدن. در کل اطلاعات خیلی خوبی در اختیار مسافرها میگذارد. داشتن همچین اپلیکیشنی نه تنها در سیر و سیاحت به کار میآید، بلکه در فهم مسائل فرهنگی هم کمکتان میکند و احتمالاً کمتر دچار سوء تفاهمهای فرهنگی میشوید. یک قسمت مخصوص عبارتهای رایج از زبانهای مختلف هم دارد. البته برای هر زبانی که انتخاب کنید، باید هزینه بپردازید.

سرویس گوگل برای طراحی سهبعدی
کلیک http://sketchup.google.com
با این سرویس گوگل که رایگان است، میتوانید طرح های سه بعدی بکشید. این سایت وسایل و طرحهای آماده ندارد، بنابر این استفاده از آن زمان زیادی میبرد. اما در عوض میتوان کارهای زیادی انجام داد که فقط در حد چیدمان مبلمان نیست. برای ایده گرفتن میتوانید از طرحهای موجود در گالری استفاده کنید. در ابتدا ممکن است کمی پیچیده به نظر برسد اما برای شروع بهتر است که ویدیوهای آموزشی سایت را تماشا کنید.
هنر انتزاعی
کلیک www.draegerunusualart.com
به هنر انتزاعی علاقمندید؟ این سایت که به وسیله هنرمندی به اسم استیو راهاندازی شده، مجموعه کارهایش را به نمایش میگذارد. کارهایی که خود بعنوان «هنر غیرعادی» از آنها یاد میکند. آثارش از نقاشی روی شیشه تا طراحی مبلمان و دکوراسیون داخلی را شامل میشود.

دنیا را برایتان شادشادو شادي را برايتان دنيا دنيا آرزومندم
هر روزتان نوروز
نوروزتان پیروز
سال نو مبارک


تنوع غذایی از جمله موضوعاتی است که انسان همواره به آن میاندیشد اما شاید ندانید که مطالعات باستانشناسی در شهر سوخته زابل تا کنون بخشی از فهرست غذایی 5 هزار سال قبل ساکنان آن را کشف کرده است.
شهر سوخته محوطهای باستانی متعلق به 5 هزار سال قبل است که در 55 کیلومتری جاده زابل به زاهدان واقع شده است. این شهر بزرگ در پی مطالعات باستانشناسی به یکی از مهمترین محوطههای باستانی جهان بدل شد و بخشی از میراث کهن بشری از جمله نخستین گامها برای ساخت نقاشی متحرک (انیمیشن)، جراحی جمجه، ساخت چشم مصنوعی و ... در این منطقه برداشته شده است. گفته میشود که مردمانی سختکوش ساکنان این شهر باستانی را تشکیل میدادند و آنقدر در اقتصاد پیشرفت کردند که امروز از شهر سوخته به عنوان نبض اقتصاد 5 هزار سال قبل شرق فلات ایران یاد میشود.
شهر سوخته امروز منطقه ای خشک و بی آب و علف است که گویا هیچ گاه انسان در آن زندگی نمی کرده است. اما تحقیقات گیاه باستان شناسی خلاف این ادعا را اثبات می کند. این تحقیقات نشان می دهد که این منطقه در پنج هزار سال پیش و در زمان حیات ساکنان شهر سوخته از پوشش گیاهی مناسبی برخوردار بوده و درختان بید مجنون، افرا و سپیدار در این منطقه به وفور وجود داشته است. هر چند که شهر سوخته در پنج هزار سال پیش نیز منطقه ای بسیار گرم بوده، اما آب کافی از رودخانه هیرمند به این منطقه می رسیده و زمین های کشاورزی شهر سوخته را سیراب میکرده است.
از جمله مهمترین یافتههای باستانشناسی در شهر سوخته کشف طبخ غذا در این محوطه باستانی است. باستانشناسان تا کنون با بررسیهای علمی روی اشیاء بدستآمده و دانههای گیاهی و بقایای جانوری دستور تهیه بیش از 5 نوع غذای باستانی که در زمان مردم شهر سوخته رایج بوده است را کشف کردهاند.
باستانشناسان طی چندین سال کاوش مختلف و با همکاری آزمایشگاه گیاه شناسی موزه ملی شرق شناسی ایتالیا با انجام بررسیهای بسیار دقیقی روی باقیمانده مواد غذایی در ظروف باستانی، تجزیه و تحلیل سطح داخلی ظروف و سرند کردن خاک سطح محوطهها موفق شدند بیش از 25 نوع دانه خوراکی و گیاهی مصرفی، چند نوع نوشیدنی، انواع میوه ها و سبزیجات و روش آماده سازی چند نوع غذای ساکنان این محوطه باستانی را شناسایی کنند.
آشپزی به سبک مردمان شهر سوخته
حال بد نیست به دستور العمل پخت 5 نوع از غذاهای شهرسوخته توجه کنیم. اهالی شهر سوخته سعی میکردند که در پخت و پز خود تنوع غذایی را نیز رعایت کنند. غذاهای شهر سوخته با بهرهگیری کامل از تولید غذای بومی و شکار و صید ماهی همراه بوده است.
ماهی و دانههای گشنیز را با هم خوب ترکیب کنید و در داخل برگ مو جای دهید. این ترکیب، دستور پخت یک نوع دلمه است که ساکنان محوطه باستانی شهر سوخته، 5هزار سال پیش مصرف میکردهاند. البته با آنچه امروز به عنوان دلمه خورده میشود متفاوت است ولی ارزش یکبار درست کردن را دارد. مواد لازم را تهیه کنید و دست بهکار شوید. البته اگر میخواهید از فهرست غذاهای شهر سوخته استفاده کنید، بهتر به بقیه آنهم نگاهی بیاندازید.
تخم اردک یا غاز را در داخل خاکستر گرم بپزید. همزمان دست بهکار پخت نانی شوید که از آرد کنجد پخته شده است. گفته میشود که این غذا را حتما با این نان میل میکردند و احتمالا باید خیلی خوشمزه باشد. یکی دیگر از غذاهای شهر سوخته با استفاده از گوشت گوسفند یا بز پخته میشده است. با این تفاوت که گوشت را در شیر میپختند و به این ترتیب طعم خاصی پیدا میکرده است.
به تنوع غذاییتان سوپ را هم اضافه کنید. ساکنین شهر سوخته از ترکیب جو، گوشت گوسفند، کشک و کشمش نوعی سوپ میپختند و آن را با نان پخته شده از آرد کنجد میل میکردند.
بررسیهای باستانشناسی نشان میدهد که مردم شهر سوخته از خیار، انگور، خربزه، هندوانه، پسته وحشی، زیره، گشنیز و سیر فراوان به عنوان میوه و سبزیجات، ماست و شیر به عنوان لبنیات، تخم اردک، گوشت اردک، ماهی، گوسفند، بز و گاو به عنوان پروتئینهای خوراکی و از ماءالشعیر (آب جو تخمیر نشده) و آب انگور به عنوان نوشیدنی در پنج هزار سال پیش استفاده می کردهاند. همچنین کارشناسان و باستانشناسان؛ به بررسی فواید تغذیه مواد غذایی مصرفی ساکنان شهر سوخته نیز پرداختهاند.
به گفته باستانشناسان بررسیها روی مواد مصرفی و ترکیبات غذایی ساکنان شهر سوخته نشان میدهد که آنها از تغذیه سالم برخوردار بودهاند و تمام پروتئینها، ویتامینها و ترکیبات مورد نیاز زندگی را در جیره غذایی خود مصرف می کردهاند.
مردمان شهر سوخته از تمام طبیعت پیرامون خود به نحو شایستهای استفاده میکردند. گویا در آن زمان دورریزی وجود نداشته و همه چیز در خدمت زندگی انسان و تعامل وی با طبیعت بوده است. البته در برخی موارد مثل استفاده از چوب برای سوزاندن، باعث تخریب محیط زیست خود نیز شدهاند.

سور به معناى میهمانى و جشن مى باشد و اما چرا چهارشنبه سورى و چرا آتش برافروختن و چرا از روى آتش پریدن؟ براساس سروده هاى پیروز پارسى، حکیم فردوسى، سیاوش فرزند کاووس شاه در هفت سالگى مادر را از دست مى دهد. پادشاه همسر دیگر را برمى گزیند، سودابه که زنى زیبا و هوسباز بود عاشق سیاوش مى شود
یکى روز کاووس کى با پسر
نشسته که سودابه آمد ز در
زناگاه روى سیاوش بدید
پر اندیشه گشت و دلش بردمید
زعشق رخ او قرارش نماند
همه مهر اندر دل آتش نشاند
سودابه در اندیشه بود تا به گونه اى سیاوش را به کاخ خویش بکشاند، دختر زیبا و جوان خود را بهانه حضور
سیاوش کرده و او را فرا خواند:
که باید که رنجه کنى پاى خویش
نمائى مرا سرو بالاى خویش
بیاراسته خویش چون نوبهار
بگردش هم از ماهرویان هزار
آنگاه که سودابه سیاوش را در کاخ خویش یافت به او گفت:
هر آنکس که از دور بیند ترا
شود بیهش و برگزیند ترا
زمن هر چه خواهى همه کام تو
بر آرم نپیچم سراز دام تو
من اینک به پیش تو افتاده ام
تن و جان و شیرین ترا داده ام
سودابه پس از این که از مهر و عشق خود به سیاوش مى گوید و همزمان به او نزدیک مى شود. ناگاه او را در آغوش کشیده و مى بوسد
سرش تنگ بگرفت و یک بوسه داد
همانا که از شرم ناورد یاد
رخان سیاوش چو خون شد ز شرم
بیاراست مژگان به خوناب گرم
چنین گفت با دل که از کار دیو
مرا دور داراد کیوان خدیو
نه من با پدر بى وفائى کنم
نه با اهرمن آشنائى کنم
سیاوش با خشم و اضطراب و دلهره به نامادرى خود گفت
سر بانوانى و هم مهترى
من ایدون گمانم که تو مادرى
سیاوش خشمناک از جاى برخاسته و عزم خروج از کاخ سودابه را کرد. سودابه که از برملا شدن واقعه بیم داشت داد و فریاد کرد و درست بسان افسانه یوسف و زلیخا دامن پاره کرده و گناه را به سیاوش متوجه کرد و چنانچه در نمایشنامه افسانه، افسانه ها نوشتیم، اکثر افسانه هاى سامى، افسانه هاى شاهنامه مى باشد که رنگ روى سامى گرفته است و نیز در آئین اوستا نوشته ایم که کتاب اوستا یک کتابخانه کتاب بوده است که تاریخ شاهان ایران یکى از
۱۲۰ جلد کتاب، کتابخانه اوستا مى باشد و چگونگى به نظم آوردن آن را توسط فردوسى در زندگینامه پیروز پارسى، یعنى حکیم ابوالقاسم فردوسى شرح داده ام
بارى سیاوش به سودابه مى گوید که پدر را آگاه خواهد کرد
از آن تخت برخاست با خشم و جنگ
بدو اندر آویخت سودابه چنگ
بدو گفت من راز دل پیش تو
بگفتم نهانى بد اندیش تو
مرا خیره خواهى که رسوا کنى؟
به پیش خردمند رعنا کنى
بزد دست و جامه بدرید پاک
به ناخن دو رخ را همى کرد چاک
برآمد خروش از شبستان اوى
فغانش زایوان برآمد بکوى
در پى جار و جنجال سودابه، کیکاووس پادشاه ایران از جریان آگاه شده و از سیاوش توضیح خواست سیاوش به پدر گفت که پاکدامن است و براى اثبات آن آماده است تا از تونل و راهرو آتش عبور کند
سیاوش گفت اگر من گناهکار باشم در آتش خواهم سوخت و اگر پاکدامن باشم از آتش عبور خواهم کرد
سراسر همه دشت بریان شدند
سیاوش بیامد به پیش پدر
یکى خود و زرین نهاده به سر
سخن گفتنش با پسر نرم بود
سیاوش بدو گفت انده مدار
کزین سان بود گردش روزگار
سرى پرز شرم و تباهى مراست
سیاوش سپه را بدا نسان بتاخت
تو گفتى که اسبش بر آتش بساخت
زآتش برون آمد آزاد مرد
لبان پر ز خنده برخ همچو ورد
چو بخشایش پاک یزدان بود
دم آتش و باد یکسان بود
سواران لشکر برانگیختند
همه دشت پیشش درم ریختند
سیاوش به تندرستى و چاپکى و چالاکى به همراه اسب سیاهش از آتش عبور کرد و تندرست بیرون آمد
یکى شادمانى شد اندر جهان
میان کهان و میان مهان
سیاوش به پیش جهاندار پاک
بیامد بمالید رخ را به خاک
که از نفت آن کوه آتش پرست
همه کامه دشمنان کرد پست
بدو گفت شاه اى دلیر جهان
که پاکیزه تخمى و روشن روان
چنانى که از مادر پارسا
بزاید شود بر جهان پادشا
سیاوخش را تنگ در برگرفت
زکردار بد پوزش اندر گرفت
مى آورد و رامشگران را بخواند
همه کام ها با سیاوش براند
سه روز اندر آن سور مى در کشید
نبد بر در گنج بند و کلید!
این اتفاق و آزمایش عبور از آتش در بهرام سید (سه شنبه) آخر سال روى داده بود و از چهارشنبه تا ناهید شید (جمعه یا آدینه) جشن ملى اعلام شد و در سراسر کشور پهناور ایران به فرمان کیکاووس سورچرانى و شادمانى برقرار شد.
و از آن پس به یاد عبور سرفرازانه سیاوش از آتش همواره ایرانیان واپسین شبانه بهرام شید (سه شنبه شب) را به یاد سیاوش و پاکى او با پریدن از روى آتش جشن مى گیرند
گرفته شده از شاهنامه فردوسی
![]()
ایرج افشار تحصیلات ابتدایی را در دبستان «زرتشتیان» و «شاپور تجریش» به انجام رساند. سپس وارد دبیرستان فیروز بهرامشد و در سال۱۳۲۴گواهینامهٔ دبیرستانی را در رشتهٔ ادبی اخذ نمود. از سال۱۳۲۴ تا۱۳۲۸ در دانشکده حقوق دانشگاه تهران در رشتهٔ قضایی تحصیل کرد و رساله خود را با عنوان «اقلیتها در ایران» ارائه کرد. در سال۱۳۲۹ به عنوان دبیر در دبیرستانهای تهران شروع به تدریس کرد. در سال ۱۳۳۰ به تشویق محمد تقی دانش پژوه به کتابداری در کتابخانه دانشکده حقوق دانشگاه تهران پرداخت. در سال۱۳۳۱ مجله «فرهنگ ایران زمین» را بنیان گذارد. همکاران وی در تأسیس این مجله عبارتاند از محمد تقی دانش پژوه - منوچهر ستوده -مصطفی مقربی -عباس زریاب خوئی .
از سال۱۳۳۳ تا سال۱۳۳۵ سردبیرمجله سخن بود که صاحب امتیاز آن دکترپرویز ناتل خانلری بود. از سال ۱۳۳۷ تا سال ۱۳۵۷ مدیر و سردبیر مجله «راهنمای کتاب» بود که صاحب امتیاز آن دکتراحسان یارشاطر بودند. همچنین از سال۱۳۳۷ به تدریس در دانشسرای عالی وابسته به دانشگاه تهران پرداخت.
در سال ۱۳۴۱ به ریاست کتابخانه ملی ایران رسید. در سال۱۳۴۲به ریاست مرکز تحقیقات ایرانشناسی دانشگاه تهران رسید.
در سال۱۳۴۲ فهرست نگاری مجموعه کتابهای چاپی فارسی دانشگاه هاروارد آمریکا را به انجام رساند. از سال۱۳۴۴ تا۱۳۵۸ رئیس کتابخانه مرکزی و مرکز اسناددانشگاه تهران بود. از سال۱۳۴۸ تا سال۱۳۵۷ دانشیار و سپس استاد رشته تاریخ در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران بود. در سال ۱۳۷۴ فهرستنگاری نسخههای خطی فارسی در «کتابخانه ملی اتریش» در وین را بعهده گرفت و انجام داد.
او تحقیقات ارزشمندی درباره ایران شناسی وکتاب شناسی انجام داد که این تحقیقات در نشریات معتبر ایرانی و خارجی منتشر شدهاست. از او به عنوان پدر کتابشناسی ایران یاد می شود.
ایرج افشار بعد از ظهر چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۹ در بیمارستان جم تهران درگذشت.
برخی از آثار
پژوهشهای ایرانشناسی نامواره دکتر محمود افشار، انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، چاپ اول ۱۳۸۴
دفتر تاریخ، انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، چاپ اول، ۱۳۸۴
ریاض الفردوس خانی، انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، چاپ اول ۱۳۸۵
فرهنگ ایران زمین در ۳۰ جلد به کوشش ایرج افشار
نامههای تهران شامل ۱۵۴ نامه از رجال دوران به سید حسن تقی زاده، به کوشش ایرج افشار، انتشارات فرزان روز چاپ دوم ۱۳۸۵
گلگشت در وطن سفر نامچه انتشارات اختران چاپ اول ۱۳۸۴
فهرست دستنویسهای فارسی در کتابخانهٔ ملی اتریش و آرشیو دولتی اتریش در وین انتشارات فرهنگستان علوم اتریش - فهرستگان چاپ اول ۱۳۸۲
فهرست مقالات فارسی که مقالههای فارسی را در زمینه ایرانشناسی در ۶ جلد به چاپ رسانده است. این شش جلد بالغ بر چهل سال از زندگی وی را در بر گرفته است و هر کسی که بخواهد در موضوعاتی که مربوط به ایران و زبان و فرهنگ ایرانی دست به پژوهش بزند از مراجعه به این کتاب بی نیاز نخواهد بود. مجموعه مقالاتی که ایرج افشار در مجلات و یادنامه ها به چاپ رسانده است شاید بالغ بر دوهزار مقاله باشد. کتابهایی که ایشان در زمینه فرهنگ، تاریخ و ادب ایران انتشار داده اند بالغ بر سیصد جلد می شود و از این نظر شاید در میان معاصران بی نظیر باشد.
مرگ
ایرج افشار كه مدتی بود دچار بیماری شده بود، از شامگاه ۱۲ اسفندماه در بخش مراقبتهای ويژهی بیمارستان جم تهران بستری شد و در روز ۱۸ اسفند ۱۳۸۹ در سن ۸۵ سالگی درگذشت. قرار بود دانشگاه اسكاتلند در ماه سپتامبر ۲۰۱۱ به استاد افشار، در رشتهی تاريخ مدرک دكتری افتخاری تقدیم کند.
در گذشت این بزرگ مرد عرصه فرهنگ و هنر ایران بر تمام ایرانیان تسلیت باد باشد که جای خالی او در این عرصه خطیر پر شود .
لینک دانلود آموزش ورد پرس

رمان، بازتاب دشواری دانستن است. رمان به طور کلی فرزند تغییر است. در شرایط بیحرکت، رمان خلق نمیشود. به همین سبب است که میلان کوندرا دوران رمان سوسیالیستی را دوران توقف رمان مینامد. در رئالیسم سوسیالیستی، نویسنده به دنبال ثبات است، نه حرکت. به دنبال یکپارچگی است. رمان برعکس، زاده پایان یک پارچگی است.
با پایان یافتن فلسفه سنتی، بوسیله تئوری «کوگیتو» و پیدایی یا کشف آگاهی متبلور در «من» قائم به خود، افق و چشم اندازی گشوده میشود که انسان به کشف دشواری دانستن توفیق مییابد. با پایان فلسفه سنتی، جهان مدرن قشر بزرگی از خوانندگان رمان را خلق میکند. قشری از خوانندگان که بازتاب تغییرات درونی خود در جهان مدرن را در آیینه ادبیات میجوید. بدین منظور خواننده باید به حدی از رشد آگاهی رسیده باشد که در شناخت قاطع خود از هستی، از جهان و از مناسبات انسانی دچار گونهای تردید شده باشد.
بدینسان است که میبینیم رمان زاده مناسبات مدرن است، مناسباتی که با پدیده دشواری دانستن روبروست. پس خوانندهای که از شناختی قاطع در هستی و جهان برخوردار است، خواننده رمان نیست. به همین سبب است که میبینیم که تیراژ رمان تابع متغیر رابطه میان تردید و قاطعیت است. ما در ایران ادبیات مبتنی بر فلسفه سنتی یا متافیزیک سنتی، یا ادبیاتی که حامل نظر و نگرش ویژهای هستند و یا ادبیاتی که تنها حامل انتقال داستاناند، کم نداریم. این ادبیات، به گفته کوندرا، ادبیات دوران توقف رماناند. با رشد فرهنگ تردید در جامعه ایران و نیاز جوانان به قرار گرفتن در شبکه مناسبات جهانی، یعنی با تردید آنها به همه قاطعیتهای متافیزیکی و ضدمتافیزیکی، بنظر میرسد که ما به یک دوران بازگشت به رمان گام نهادهایم. ایران در حال تحول است و در این موقعیت به رمان و به ادبیات دیگری نیازمند است. تا آنجا که به رمان مربوط است، بنیادهای عینی رمان همان گونه که در اروپای آغاز مدرنیته شاهد بودیم، هم اکنون شکل گرفته است. با تکیه به این بنیادهای عینی، رمان اکنون پیشگام تحول مدرن اجتماعی در ایران است.
ما همیشه به دنبال جدیدها هستیم اما شاید بد نباشد که بعضی وقتها از قدیمی ترین ابزارها هم یادی بکنیم. سه سال پیش عده ای از باستانشناسان در مصر قطعاتی شبیه انگشتان مصنوعی پا پیدا کردند که کاربرد آن برایشان مشخص نبود و معلوم نبود که این پروتزها تنها برای زیبایی و پوشاندن نقص عضو استفاده می شدند یا واقعا کاربرد کمک طبی هم داشته اند؟
سه سال طول کشید تا این پژوهشگران به کمک عده ای از متخصصین فیزیوتراپی تایید کنند که این انگشتهای مصنوعی سه هزار ساله واقعا مفید بودند و به مصریان قدیم اجازه میدادند تا راحت تر راه بروند و تعادل خود را حفظ کنند.
جالب است بدانید که این پروتزها (اندام مصنوعی) بهترین کارآیی را در استفاده با صندل سنتی مصری دارند. بنابراین می توان گفت این پروتزهای انگشت که قدمتشان به حدود یک هزار سال قبل از میلاد مسیح باز می گردد، قدیمی ترین پروتزهای کاربردی کشف شده دنیا هستند.
حال که صحبت از پروتزها شد، بد نیست بدانیم که یکی از قدیمی ترین پروتزهای کشف شده دنیا (از نوع زینتی) یک چشم مصنوعی متعلق به 4800 سال پیش است که از شهر سوخته سیستان به دست آمده است. این چشم از مخلوط ماده ای قیرمانند با نوعی چربی درست شده بود و تمام جزییات چشم حقیقی مانند مردمک، عنبیه و حتی مویرگهای سطح چشم (با مفتولهای طلای نازکتر از نیم میلیمتر) را با ظرافت تمام روی آن نقش کرده بودند.
یر زمانیست که ذهن من، بر این مدار می اندیشد که چگونه می شود کشوری چون ایران، با آن فرهنگ گوهرآفرین که زلال الماسش چشمهای جهانیان را خیره کرده است و سراسر ایاّمش در زمان باستان بستر شادخوانی و شادخواری و شادگویی و شادرقصی بوده و غم را در سرسرای کاشانه شان مکانی نبوده است و حتی در مرگ عزیزان از دست رفته خود نیز لباس سفید می پوشیدند و باور داشتند که شادی فرو خفته در عزیز از دست رفته را بایستی در زندگان شکوفا کرد؛ جشنی بنام عشّاق نداشته باشند؟
ملّتی که قدمت جشن های ملی و فراملّی اش چون نوروز، مهرگان و سده و ... به هزاران سال می رسد، آیا پذیرفتنی است جشنی بنام عشق ورزی را از قلم انداخته باشند؟
در گاهشماری های مختلف ایرانی، علاوه بر این که ماهها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بهعنوان مثال روز اول هر ماه «روز اورمزد»، روز دوم هر ماه، روز بهمن (اندیشه نیک) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم هر ماه، اردیبهشت یعنی «بهترین راستی و پاکی» که باز از صفات خداوند است، روز چهارم هر ماه، شهریور یعنی «شاهی و فرمانروایی آرمانی» که خاص خداوند است و روز پنجم هر ماه، «سپندارمذ» بودهاست. سپندارمذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق میورزد. زشت و زیبا را به یک چشم مینگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان میدهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را بهعنوان نماد عشق میپنداشتند.
در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی میشدهاست که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن میشد، جشنی ترتیب میدادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلاً شانزدهمین روز هر ماه، «مهر» نام داشت که در ماه مهر، «مهرگان» لقب میگرفت و میبینیم که چگونه هر جشنی با معنی و مفهوم عمیق خود برای مردم شادی میآفرید.
روز آبان در ماه آبان جشن «آبانگان» است یعنی جشن ستایش آب و روز آذر در ماه آذر جشن «آذرگان» است یعنی جشن ستایش آتش و همین طور روز پنجم ماه دوازدهم (اسفند)، «سپندارمذ» یا «اسفندار مذ» نام داشت که جشنی با همین عنوان میگرفتند. «سپندارمذگان» جشن زمین و گرامی داشت زن است که هر دو در کنار هم معنا پیدا میکردند. ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است: " اسفندارمذ فرشته موکل بر زمین است و نیز زنهای عفیف ِ رستگار و شوهردوست و خیرخواه...در زمان گذشته بویژه این روز، عید زنان بوده است و در این عید مردان به زنان بخشش می نمودند" و همچنین نقل میکند که در آن زمان این جشن را با نام «مردگیران» میشناختهاند، به این معنا که زنان از مردان خود هدیهای میگرفتهاند.
جشن اسفندگان، یادمانی بسیار کهن از اسطورههای زایش و باروری است. با توجه به منابع موجود دانسته میشود که اسفندگان در ایران باستان، نه روز زن به مفهوم مطلق و امروزی آن، بلکه روز گرامیداشت زمین بارور و همتای انسانی آن یعنی بانوان بوده است. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می کردند.
چنانکه در منابع ایرانی آمده است، جشن سده پس از 40 روز از شب یلدا یا چله، و پس از 100 روز از اول آبان قرار دارد. همچنین جشن سده، 25 روز پیش از جشن اسفندگان است.
از این رو، زمان درست شب یلدا برابر با شامگاه 30 آذر، جشن سده در 10 بهمن و جشن اسفندگان در 5 اسفند است و تاریخ 29 بهمن که در بعضی منابع ذکر شده با هیچ یک از گاهشمارهای ایرانی باستانی مطابقت ندارد.
پس هموطنان عزیز بیایید همانگونه که جشنهای "نوروز"، "سیزده به در" ، "شب یلدا" و "چهارشنبه سوری" را زنده نگهداشته ایم، در پنجم اسفند هر سال جشن سپندار مذگان (روز زن و زمین) که نشان از فرهنگ پر مهر و محبت ایرانیان می باشد را نیز زنده نگهداریم
دانلود کتاب کمدی الهی دانته
کمدی الهی دانته قسمت اول ۲۸.۹۷مگابایت
کمدی الهی دانته قسمت دوم ۲۷.۷۷ مگابایت
کمدی الهی دانته قسمت سوم ۲۷.۰۸ مگابایت
کمدی الهی دانته قسمت چهارم ۲۷.۸۹ مگابایت
دانلود آموزش زبان نصرت
در این قسمت میتونید چند کتاب موبایل جالب رو دانلود کنید
بررسی ناتورالیسم در آثار هدایت
بررسی شخصیت ملا محسن فیض کاشانی
برای دانلود هرکدام از موضوعات میتونید روی نام مربوطه کلیک کنید
حسنت ز خوبان جهان ای نازنین دل میبرد
در آشکارا و نهان ای نازنین دل میبرد
چون پرده از رخ وا کنی هر عاقلی شیدا شود
دیدار تو از عاقلان ای نازنین دل میبرد
محراب دل ابروی تو دل باشدم رو سوی تو
زیرا جمالت از کسان ای نازنین دل میبرد
گل در چمن حیران زتو بلبل به گل نالان زتو
گل روی تو از بلبلان ای نازنین دل میبرد
هر کس که بیند روی تو مجنون شود از خوی تو
اخلاق تو از مقبلان ای نازنین دل میبرد
آنکس که وصف تو شنید مانند تو هرگز ندید
چون وصف تو از عاشقان ای نازنین دل میبرد
ای دلبر زیبای من گو با من مسکین سخن
زیرا سخن از آن دهان ای نازنین دل میبرد
دیده چو رخسار تو دید از سینه مرغ جان پرید
آری رخت از مرغ جان ای نازنین دل میبرد
با یک نگاه دلستان بردی دل از خلق جهان
رویت مثال ارغوان ای نازنین دل میبرد
ای مه جبین انجمن پرده زرخ بالا مزن
رخسارت از پیر و جوان ای نازنین دل میبرد
دارم امید دیدنت چون سرو بخرامیدنت
سرو قدت در بوستان ای نازنین دل میبرد
ساقی مه رویان توئی خم و سبوی جان توئی
پیمانه ات از سالکان ای نازنین دل میبرد
از باده ات جامم بده وز ساغرت کامم بده
چون ساغرت از بی دلان ای نازنین دل میبرد
شاهین را غمخوار تو در چشم او دیدار تو
دیدار تو از شاعران ای نازنین دل میبرد
دیروز تو خونه نشسته بودم وبه یه فیلم که از تلویزیون پخش میشد نگاه میکردم فیلم جالبی بود اسمش بود دنیای بدون دزد داستان این فیلم از این قرار بود که یک دهاتی ساده لوح تمام زندگیش رو تو ده می فروشه و پولش رو یکجا میزاره زیر بغلش و میاد که تو شهر با بقول خودش آدمها زندگی کنه از قضا در قطاری که باهاش مسافرت میکنه یک عده دزد همسفرش میشن که مرتب برای دزدیدن پولهاش نقشه میکشن دو نفر از این دزدها خودشونو بهش نزدیک میکنن و اونهم اونها رو به عنوان خواهر و برادرش می پذیره و اونها رو خواهر و برادر صدا میکنه .
نمیخوام فیلم رو براتون تعریف کنم فقط یک نکته جالب تو این فیلم بود که خیلی توجه منو بخودش جلب کرد و اون چند جمله ای بود که شخص دهاتی به دزدا میگفت (که از این قراره )
توی ده ما هر چه که داشتیم متعلق به خودمون بود و هیچکس به اون تعرض نمیکرد مثلا اگه می رفتیم صحرا و یک تاپاله گاومیدیدیم فقط کافی بود یک سنگ برداریم و دورش یه خط بکشیم تا سه چهار روز دیگه که بریم سراغش و بخواهیم اونو برداریم ( در دهات از تپاله گاو بعنوان سوخت استفاده میکنن )کسی بهش دست نمی زنه چون همه میدونن یکنفر اونو علامت گذاری کرده تو جائی که من نگهبان بودم هیچکس نبود فقط من با گرگها دمخور بودم اونها هم که کاری به من نداشتن حالا میخوام برم شهر و مدتی با آدمها نشست و برخاست کنم آدمها از گرگها که بدترنیستند پس من خیلی میون اونها راحتترم .
اینو میخواستم بگم آیا به نظر شما ما آدمها از گرگها بدتریم یانه ؟
پیش خودم فکر کردم اگه در بین ما آدمها دروغ نبود چی میشد
یا اگه سرهم رو کلاه نمی گذاشتیم وضع زندگیمون چه شکلی داشت ؟
اگه به هم احترام میذاشتیم .اگه به حق خودمون قانع بودیم . اگه چشم به مال و منال دیگران نمی دوختیم . اگه به همنوع خودمون احترام میذاشتیم . اگه دوستیهامون واقعا دوستی بود و دشمنی ها مون واقعا دشمنی منظورم اینه که یک رو داشنیم .اگه درون و بیرونمون یکی بود و.....
دنیا چه رنگی داشت و چطور بود نظر شما چیه ؟؟؟